خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


عكس جديد سامي

اينهم عكس جديد سامی با چهره ای سرما خورده بعد از يك حمام داغ

خوابم نميبره. شب يلدا را پشت سر گذاشتيم . منزل پدر شوهرم بوديم. خوش گذشت. ياد پارسال افتادم. پارسال اينموقع باردار بودم. برادرم هم نامزد كرده بود و بناچار بمنزل پدر خانمش رفته بود و من هم به منزل پدرشوهر. پدرم خدابيامرز هم در خانه تنها بود. البته قضاوت بد نكنيد پدر من عادت داشت كه شبها خيلی زود بخوابد و شب يلدا و غير يلدا هم فرقی نميكرد وما هم بناچار به منزل پدر شوهرم رفتيم. حالا دارم فكر ميكنم چرا قدر ندانستم. چرا اونشب پيش پدرم نرفتيم. البته يادمه پارسال شی يلدا شنبه شب بود و ما شب قبلش يعنی جمعه پيش پدرم بوديم.

اگر آدما بدونند كه چقدر زمان زود ميگذره و چقدر بناگهان گوهرهای ناب زندگی را بسادگی از دست ميدهيم شايد بيشتر قدر دقايق با هم بودن رو بدونند و از اون لذت ببرند. حالا من بعضی روزها واقعا حسرت ميخورم كه مثلا چرا فلان روز فلان كار را نكردم و چرا فلان حرفو زدم و چرا چرا چرا؟؟؟؟

خلاصه مثل برق و باد گذشت و من امسال خودم مادرم. دقايق شيرينی را در كنار پسرم سپری ميكنم. اين روزها هم ميگذره و شايد چندين سال ديگه سامی همين دريغ و افسوسها را نسبت به من درجايی بازگو كنه. البته دا را شكر من وجدانم راحته كه در مورد پدر و مادرم كوتاهی نكردم و تا آخرين لحظه بهشون  خدمت كردم اينو تمامی اطرافيان هم معترفند ولی ای كاش ای كاش بازهم ميتونستم كوچيكيشونو بكنم و فقط داشته باشمشون. به همه شما دوستانی كه سايه پدر مادر بالای سرتونه نصيحت كه واقعا قدر بدونيد كه بخدا قسم هيچ كس پدر و مادر نميشه.

شما نميدونيد كه من چه احساس خلائی دارم واقعا تمام افتخار و شوكت يك دختر به وجود پدر و مادرشه . وقتی كه ميروند انگار كه كوهی استوار را از پشتت خالی كرده اند و تو يكه و تنها بدون تكيه گاه ايستاده اي.

بگذريم.

سامی هنوز هم سرما خوردگيشو يدك ميكشه و تازه سرفه های خشك هم اضافه شده هر چی بخور ميگذارم هم فايده نداره و بينی اش هم خيلی كيپ ميشه و آبريزش داره. بنظر شما آيا ميتوانم برای سرفه های خشكش از داروهای گياهی مثل به دانه استفاده كنم؟

دوشنبه ۱ دی ۱۳۸٢ | ٢:۳٥ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |

خيلی ممنون از دوستانی كه راهنمائی كرده اند تا چطور قالبم را رام كنم. فعلا يك قالب موقتی برای وبلاگم انتخاب كرده ام كه زياد دوستش ندارم تا در اولين فصت تغييرش بدم

۱- سامی ديروز ۷ ماهش تمام شد . در چكاپ ماهيانه متاسفانه فقط ۱۵۰ گرم اضافه كرده بود كه برای دكتر رضايتبخش نبود. خودم هم احساس كرده بودم سامی لاغر شده. البته من كاملا موافق لاغری هستم اما دوست ندارم بچه بيدليل آب بشه. خلاصه دكتر براش آزمايش ادرار نوشته كه مبادا عفونت داشته باشد تا ببينم نتيجه چی ميشه.

سامی همچنان خندان است و روابط عمومی اش بسيار خوب است بغل همه ميرود و نيشش هم با كوچكترين اشاره باز ميشود. البته ديروز با بچه پسر دائيم كه ۲۰ روز كوچكتر از سامی است روبرو شد. هرچی اون كوچولو( محمد) به سامی نگاه كرد و سرسری كرد، بچه ما آنچنان خودی گرفته بود كه نگو و اصلا نگاهش نميكرد. امروز ابوسامی موفق شد كلمه آبه ( آب ) را نيز به سامی ياد بدهد فعلا او سه كلمه بابا دد و آبه را بی هدف و بدون معنا ميگويد . راستی نظر شما فرزند دارها راجع به رورواك چيست ؟ آيا درست است كه به ستون فقرات و لگن بچه لطمه ميزند و يا اينكه راه رفتن بچه را به تعويق می اندازد؟

۲- مطلع شدم فرناز و مانی و سينا مطلبی از ايران خارج شدند. جايشان در جامعه وبلاگی هميشه سبز.

۳- در ضمن تولد باربد كوچولوی آناهيتا و آقای همخونه ( آلوچه خانم ) مبارك باشه.

سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٢ | ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

من دچار مشكل شده ام

مطلب جديد مينويسم ولی خودم نميتونم اونو ببينم هر وقت وبلگم را باز ميكنم روی مطلب ۴ آذرماه فيكس مانده. چكار بايد بكنم. فقط از طريق مديريت يادداشتها و پيامها ميتوانم نظرات ديگران را بخوانم. لطفا كمكم كنيد.

جمعه ٢۱ آذر ۱۳۸٢ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

يک دختر ايرانی نفر دوم مسابقات دختر شايسته جهان شد

تاج ملکه زيبائی مسابقات دختر شايسته جهان (Miss World) در سال 2003 نصيب نماينده ايرلند شد. اين مسابقات که برای اولين بار است که در چين برگزار می شود ميليون ها بيننده در سراسر جهان داشت.

روزانا ديويسون دختر 19 ساله ايرلندی موفق شد در ميان 106 شرکت کننده پس از دختران شايسته کشورهای کانادا و چين به مقام اول دست يابد.

روزانا ديويسون دختر "کريس دو برگ" خواننده سرشناس بريتانيائی است. اين خواننده در اين باره گفت:" شديدا هيجان زده ام، و واقعا به او افتخار می کنم."

مقام نفر دوم اين رقابت به نازنين افشين جم، دختر ايرانی تباری که از سوی کانادا در رقابت های امسال شرکت کرد، رسيد، و دختر شايسته چين نفر سوم شد.

برگزاری مسابقات زيبائی و انتخاب دختر شايسته مدت 54 سال در چين ممنون بود.

 نازنين افشين جم 24 ساله که در ايران بدنيا آمده، از يک سالگی در اروپا و کانادا زندگی کرده است.

او که در رشته روزنامه نگاری درس می خواند می خواهد پا جای پای کريستين امان پور گزارشگر ايرانی تبار سی ان ان بگذارد و خبرنگار موفقی شود.

خانم جم با وجود سالها دور بودن از ايران زبان فارسی را فراموش نکرده است.

هفته پيش نيز اعلام شد که يک دختر خانم افغان مقيم آمريکا در يک مسابقه انتخاب ملکه زيبايی شرکت کرده است.

در 25 سال گذشته امکان شرکت دختران ايرانی يا افغان به طور مستقيم در اين نوع مسابقات وجود نداشته است. اما امسال دو دختر مهاجر از دو کشور به مسابقه های جداگانه ملکه زيبايی راه يافته اند.

به نقل از مجله فارسی  bbc

 
 
 
سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٢ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

سلام. ما آمديم

سفرم كمی طولانی شد حدود ۱۲ روز. ۱۰ روز اصفهان و ۲ روز گلپايگان. جاتون خالی خيلی خوش گذشت.

اصفهان منزل دختر دائيم بودم البته ابوسامی برگشت و من و سامی ماندگار شديم. شهر شهر زنان بود و كلی خوش گذشت. ولی بايد اقرار كنم توی اون مدتی كه دور از همسركم بودم خيلی دلم براش تنگ شد. ميدونيد از وقتی كه سامی به دنيا اومده بود من تمام هم و غمم شده بود سامی و خودم اينو نفهميده بودم و واقعا از بابای بچه فاصله گرفته بودم و جالب اينجاست كه زياد هم اين قضيه رو حس نميكردم. ولی اين يك فرصت طلائی بود كه با دور موندن ازش دوباره مثل زمان نامزدی وقتی ديدمش دلم هوری بريزه پائين و قلبم به سينه ام از شوق فشار بياره و من تونستم دوباره عشقو حس كنم. فكر ميكنم اونم همين حسو تجربه كرد . اوايل ازدواج خيلی ماموريت ميرفت و من اين دلتنگی و انتظار قشنگ رو بيشتر تجربه ميكردم ولی گفتم كه ....

بگذريم . هوای اصفهان هم سرد و بارانی بود و ما تقريبا خونه نشين شده بوديم ولی واقعا خوش گذشت.  جدا اين زاينده رود و سی و سه پل جای بسار زيبائی است . ولی من بشخصه عاشق فضای ميدان امام هستم و اصلا از بودن اونجا سير نميشم.

آره دو روز هم رفتيم گلپايگان . ولايت پدری همسر گرامي. منزل عموی ابوسامي.

من واقعا حيرونم تو شهرهای كوچكی مثل گلپايگان ملت چجوری خودشونو سرگرم ميكنند. واقعا هيچی نداره. جوونا حق دارند به سمت شهرهای بزرگ رو بيارند. خلاصه برای من يكی كه موندن و زندگيس كردن تو يه همچين جاهايی خيلی سخته.

سامی هم تو اين مدت كلی نازپرورده شده . چراكه كلی نازش خريدار داشته و با اولين نقش به آغوش فك و فاميل ميرفته و حسابی لوس و بغلی شده. البته ميتونه بشينه ( برای يه مدت كم . چون بعدش به طرف جلو خيلی خم ميشه) و ياد گرفته دد و بابا  ميگه البته هر وقت خودش عشقش بكشه وگرنه زمانی كه من ازش بخوام فقط جيغهای شيطنت آميز ميكشه.

خدا را شكر بچه خوش قلقی ( نميدونم درست نوشتم يا نه ) است و زياد بهونه نميگيره. فقط امان از آبريزش دهان كه در روز فقط يكعالمه پيش بند كثيف ميكند.  تو مسافرت بهش سرلاك برنجی دادم كه زياد بهش تمايل نشون نميده و هميشه انتهای پياله اش نصيب خودم ميشد. ولی امروز بهش سوپ ساده دادم ( مخلوط برنج و هويج و سيب زمينی و به اندازه يك فندق شلغم ) شلغم بخاطر سرماخوردگی اش كه راستی دوباره دماغش رو دچار كرده. بعد از پختن سوپ . اون رو با مخلوط كن كاملا له كردم و بعد كمی نبات بهش زدم . باور كنيد مزه حليم گرفته بود و نميدونيد چقدر با ولع و ملچ و مولوچ خورد. خلاصه اين كوچول خان ما داره كم كم شيرينتر ميشه و منهم عاشق و عاشقتر.

 

سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٢ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |

مثل اين نديد بديدها حالا كه ياد گرفته ام چجوری عكس ميذارن اينجا راه براه دارم ابراز وجود ميكنم. كلی برام كف بزنيد.

قول ميدم تا يه مدت رياد ديگه عكس نذارم.

حال نزار بنده كماكان رو به بهبودی است و خدا را شكر تا اين لحظه بلا از سامی دور بوده و او ويروسی نشده. ترو خدا دعا كنيد اون دچار نشه كه طفلكی تازه مجاری تنفسی اش باز شده.

به اميد خدا اگه همه چيز روبراه باشه فردا عازم اصفهانيم. اميدوارم عيدتان مبارك باشه و طاعاتتون قبول. آخر هفته خوشی داشته باشيد. آمين

سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳۸٢ | ۳:٠٧ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

راستی روزنامه همشهری شنبه مورخ اول آذر ماه مطلب زير را درج كرده كه فكر ميكنم براتون جالب باشه:

روز جهانی توالت

سنگاپور: روز چهارشنبه گذشته مصادف بود با روز جهانی توالت. همچنين قرار است سال آينده ميلادی در شهر پكن اجلاس جهانی توالت برگزار شود.

هدف از نامگذاری اين روز افزايش بهداشت توالت در سراسر جهان است. در حال حاضر توالت های كشور سنگاپور جزو تميزترين توالت های جهان بشمار ميرود.

-------------------------------------------------------

خوب اينهم خيلی جالبه كه بين اين همه اجلاسی كه گذاشته ميشه چشممون به اجلاس جهانی توالت روشن بشه. معلوم نيست اعضای اين اجلاس كيا هستند؟ احتمالا توليد كنندگان لگن توالت و سيفون و بيده.

البته اينكه توالت های كشور سنگاپور تميزترينند خيلی جالبه چون من فكر نميكنم اگه آمار بگيرند بتوانند ۱۰ تا توالت عمومی در سرتاسر ايران پيدا كنند كه حال بهم زن نباشه و لااقل هر ۳ روز يكبار شسته بشه. گذشته از شوخی سطح بهداشت عمومی توی ايران خيلی پائينه.

راستی من ميگم آرم اين اجلاس رو تبليغ سرويس بهداشتی نگين بگذارند و اعضا بلند پايه اين اجلاس وقتی بهم ميرسند به هم بگن:

هرجا ميرين بهم بگين                 نگين نگين نگين نگين

توروخدا توی اين تبليغ ضايعتر از اون مرد خانواده كسی رو ديده ايد كه فقط در يك ثانيه با آئينه ای زير بغل وارد ميشود و اين تبليغ بسيار منفور و خسته كننده را آغاز ميكند.

دوشنبه ۳ آذر ۱۳۸٢ | ٩:٤۸ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

هورا بالاخره كيبوردم درست شد. با تشكر از رضوان عزيز كه در گذاشتن عكسها كلی كمكم كرد.

همانطور كه ميبينيد ماشاءالله سامی گرد و قلمبه و خوراكی شده . شش ماهش تمام شده و چند روزی اشت كه غذای كمكی حريره بادام و لعاب برنج ميل ميكند البته خيلی تمايل نشان نميدهد.

عرضم بحضورتون كه اينجانب الان كاملا با اندامات مفلوكه مشغول درج اين مطالب هستم. چون شديدا سرما خورده ام و استخوان درد و لرز و سردرد بيچاره ام كرده. دعا كنيد سامی نگيره.

یکشنبه ٢ آذر ۱۳۸٢ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

اينهم پسر کوچولوی ما در پايان شش ماهگی

یکشنبه ٢ آذر ۱۳۸٢ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog