خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


خوب به چشم بر هم زدنی ۳۱ روز هم از سال نو گذشت. ما که نفهمیدیم چجوری!
ایام پر بار نوروز هم با مراسم تکراری دید و بازدید بسر اومد و ما موندیم و تلنباری از آجیل و شیرینی اضافی عید. بعد از سالها اولین سال بدون مسافرتمان بود و هر روز که میگذشت م و همسرم بیشتر حرص میخوردیم که چرا برنامه سفر نداشتیم . هر روز تا چشم باز میکردین نزدیکای ظهر بود و صبحنه بیموقع صرف میشد و نهار بیموقع تر و از شام هم نگو که مصیبتی بود. صبحها فتیله و تکرار سریال پیامک از دیار باقی و شبها هم سریال مرد هزارچهره. آقا بنظر من این مهران مدیری یک پدیده است. تیم نویسندگانی هم که باهاش همکاری میکنند حرف ندارند. من که این سریالشو خیلی پسندیدم و از قسمت آخرش هم بسیار لذت بردم. فقط از این پس لرزه مزخرف تکه کلام به به خیلی ممنونم که نقل محفل بعضی ها شده خیلی بدم میاد. سیزده بدر هم مثل میلیونها مردم بدون ویلا و بی بهره از امکانات ییلاق قشلاقی  با کوله باری از زیر انداز و فلاسک چای و سبد پیک نیک در پارک نزدیک خانه ولو شدیم و بهمراه اعضای خانواده و جمعی از بستگان ار روز طبیعت بهره بردیم.
بعد از تعطیلات هم خوشبختانه متوجه شدیم که پشت سامی نه تنها باد نخورده بلکه این بچه شدیدا دلش برای مهد و همکلاسیهاش تنگ شده و با اشتیاق تمام به مهد رفت. ماشالله این برنامه دید وبازدید هم همچنان ادامه داره و فکر میکنم تا نیمه اردیبهشت هم محل داشته باشه که بهم سال نو رو تبریک بگیم.
تو این ماه هم یه چندتائی فیلم دیدیم که بدک نبود:

- برای بار صدم فیلم Shall we dance جنیفر جون رو دیدیم و باز هم به این نکته پی بردیم که لامصب عجب هیکلی داره

- فیلم Eastern promises  را دیدم که خیلی هم چنگی بدلم نزد

 - دی وی دی  شکلات ژولیت پینوش رو دیدم و از سانسور آن بسیار حرصم گرفت و ترجیح دادم همون سی دی بدون کیفیت و بدون سانسورش خیلی بهتره. ولی خوب فیلم زیبائی است.

- فیلم کفاره هم رویت شد. در حد تعاریفی که شنیده بودم نبود ولی خوب به یکبار دیدنش میارزید. صحنه های جنگی آن را دوست نمیداشتم.

- نیکیتا ( لوک بسون ) فیلم زیبائی بود بازیگر نقش نیکیتا اعجوبه ای است . فیلم جذابی که تا آخرش تخت گاز بدنبال خودش میکشونه.

- Lolita :  فیلم بسیار زیبائی است با بازی جرمی آیرونز و  دومینیک سواین که زیبائی فوق العاده ای  داره اینقدر این دختر جذابه که کارهای زشتش بخاطر زیبائیش به چشمت نمیاد. روایت عجیب عشق ممنوعه یک پدر خوانده به نادختر ی اش و روابط جنسی نا متعارفشان

-Sex,lies and video tapes  که واقعا آخرش نفهمیدم  که چرا و به چه علت اینجوری شد.

راستی فیلم دایره زنگی را هم دیدیم که چنگی بدل نزد. در ضمن باید از فیلم سنتوری بگم که سامی بدجور بهش معتاد شده و شدیدا باهاش حال میکنه و به همین خاطر بارها دیده شد.

شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧ | ٤:۳٤ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |

 سال ۸۶ هم مثل همه سالها باهامون خداحافظی کرد و رفت. تو این سال هم مثل همه سالها هم غم داشتیم و هم شادی.
پسرک من تو سال گذشته شیرینتر و شیطونتر از قبل شد. تو سال گذشته به پیش آمادگی دوزبانه رفت. تو سال گذشته چندین سفر داخلی خوب داشتیم. تو سال گذشته با دوستان وبلگیم از نزدیک آشنا شدم. تو سال گذشته برادرزاده خوشگلم شیرینتر و خوردنی تر شد. تو سال گذشته اون شنبه آرمانی که باهاش خیلی کارها رو باید شروع کرد از راه نرسید. تو سال گذشته دختر دائی ام به نزدیکی ما نقل مکان کرد و خیلی از روزهای تنهائی من با اون سپری شد. تو سال گذشته اعصاب و روان من قاطی کرد و بعدش دوباره روبراه شد. تو سال گذشته همچنان حسرت کاهش وزن به دل لامصب ما موند که موند !!!! تو سال گذشته زمستون خیلی سردی رو گذروندیم. تو سال گذشته بوی بهار و گرمای زودرس خیلی زود از راه رسید. تو سال گذشته روزهای عشقولانه ای هم با همسر عزیزم داشتم و بازهم به خوبی این عزیز دلم بیشتر ایمان آوردم. تو سال گذشته ماموریتهای همسر من خیلی زیاد بود و من و سامی تجربه باهم بودن رو تو شبهای تنهائی زیاد داشتیم. تو سال گذشته ....
سال ۱۳۸۷ هم از راه رسید. امسال اولین سال در تمام زندگیم بود که لحظه سال تحویل اشکم درنیومد.  نمیدونم احساس خوبی به عید و بهار دارم یانه ؟ نوروز برای من یادآور روز وصل من و همسرمه. ۱۰ فروردین امسال هشتمین سالگرد ازدواج ماست. ۸ سال زندگی مشترک!!! یه عمریه برای خودش نه ؟؟؟ و این روز برام پر از خاطره خوشه. نوروز برام تلخه تلخه چون فردا یعنی سوم فروردین هفتمین سالگرد پرواز ابدی مامان  گلمه که وقتی اون روز شوم برام تداعی میشه دوباره قلبم از جاکنده میشه و صورتم از شدت غم و اندوه گر میگیره. پس از عید و نوروز متنفرم. ولی بهارو دوست دارم چون بزرگترین هدیه خدا یعنی وجود سامی جونم تو این فصل به من و همسرم داده شد که به زندگی ما رنگ و بوی تازه ای داد. پس نوروز و اومدن بهارو دوست دارم. بهرحال چه تلخ و چه شیرین این ایام میان و میرن. چه دوستش داشته باشی و چه ازش بیزار باشی عمر میگذره. پس آرزو میکنم که لحظه لحظه عمر هممون سرشار از سلامتی و شادمانی و دل خوش باشه.

                                        سال نو مبارک

شنبه ۳ فروردین ۱۳۸٧ | ۱:۱٢ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog