خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


از وقتی سامی ميره مهد كودك فرصت خوبی پيش اومده تا دوباره خودمو پيدا كنم. كلاس زبان و بدمينتون ميرم و تازه ميفهمم كه چقدر از خودم دور شده بودم. خيلی خوبه بوی اجتماع بوی زندگی بوی تلاش.

چند تا عكس از سامی ميگذارم كه مربوط به ماه پيشه و در نمايشگاه نيروی انتظامی

انداخته بود.

 .سامي و دوستان فتيله اي

سامي و دوستان مورد علاقه اش برو بچه هاي داداش سيا و دوستان

چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٤ | ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog