خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


ديروز سامی با ستايش رفت تو حياط كلی بازی كرد . شب داشتيم با هم ميرفتيم بيرون كه به من گفت مامان اينجا بودا  كه من دويده شدم!! ( مثل عدد دو تلفظ كنيد )

بابای سامی دو روزی است كه رفته مسافرت و من و سامی با هم تنها هستيم. امروز كه روز پر كاری بود. كلی كمد لباس مرتب كردم و امان از اينهمه لباس بدرد نخور كه ديگه اينبار چشمامو بستم و ريختم بيرون. نميدونيد چه حس خوبی بود وقتی بعد از ۶ سال اين كمد لباس رو خلوت ميديدم. سامی هم وسط لباسا برای خودش حالو حولی ميكرد.

امروز سامی كلی با من عشقولانه در ميكرد و در همين ميان دست منو گاز گرفت و بعدش گفت مامان بده بازم دستتو گاز بگيرم من اينقدر بابا رو گاز گرفتم تو رو نگرفتما

راستی كسی نميدونه مراسم اسكار به وقت ايران دقيقا چه روز و چه ساعتی شروع ميشه؟

جمعه ۱٢ اسفند ۱۳۸٤ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog