خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


دوباره فصل پائيز شروع شد و سرما خوردگی های سامی شروع شد . چند روز سرفه خشك و بعدشم آبريزش بينی و چشم. دو روز نرفت مهد كودك ولی امروز رفت چون جشن هالوين هم داشتند. لباس ميكی مآوسش رو پوشيد و ديگه يادش رفت كه مريضه و دوان دوان رفت مهد كودك

سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog