خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


نميدونم منزوي شدن هم از حالات سخت دوران بارداري است يا نه؟ بهرحال من كه شديدا لوس و منزوي و كناره گير شده ام . اصلا حوصله مهموني و گردهمائي رو ندارم . اون از هفته پيش كه جشن نامزدي نرفتم اين از تولد صميمي ترين دوستم كه اصلا حوصله نداشتم برم . 3-4 ماه پيش يكي از دوستان نزديكم صاحب يك پسر ماماني شده . منه بچه دوست كه روزشماري ميكردم بچه اون بياد تا برم بخورمش هنوز ديدنش نرفته ام . كادوي بانمكي هم همون موقع براش گرفته ام ولي هنوز فرصت دست نداده فكر كنم وقتي مدرسه رفت موفق به ديدارش بشم.
القصه ني ني جون خوب خلق و خوي مامانت رو تغيير داده اي !!! فداي سرت . اميدوارم زودتر اين دوران طي بشه و كلي باهات حال كنم.
من و باباي ني ني شروع كرديم به خريدن وسايل ني ني . چقدر هم اين سايزهاي نوزادي خنده داره و بامزه. خلاصه كلي كيف داره.
فردا هم ماه رمضون شروع ميشه اگر نگران سلامتيت نبودم حتما روزه ميگرفتم البته مطمئنم كه تو گرسنه نميماني چون ذخيره هاي چربي بدن مامانت اونقدر هست كه تو گرسنگي نكشي اما چه كنم كه ميگويند بچه گناه داره. خلاصه ما هم روزه شك دار نميگيريم!
سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۱ | ۱:٢٥ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog