خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


آقا این سریال لاست بدجوری منو درگیر خودش کرده. هرشب تا بوق سگ بیدار میمونم و در سکوت و آرمش باید یه دی وی دی لاست رو تموم کنم تا خوابم ببره. مزخرف تر از همه اینه که امروز بخاطر بیخوابی دیشبم حس رفتن به یوگا رو نداشتم و در کمال خونسردی نشستم و دو اپیزود دیگه اونو دیدم. اینقدر ماجرا بالا و پائین داره که بدجوری درگیرت میکنه. بخصوص که من از این دکتر جک هم بسیار خوشم میاد. اولین باره که از فیلمی باداشتن اینهمه خالیبندی اینقدر خوشم اومده. خلاصه ما که حرف دوستان رو گوش نکردیم و آلوده شدیم شما بپائید که یوقت لاشتی نشیدا داداش اژ ما گفتنه!! چند روز پیش رفتیم فیلم همیشه پای یک زن در میانه اصلا خوشم نیومد. فقط بازی کیانیان متفاوت بود. گلشیفته مثل همیشه زیبا و خوب بود ( البته من چشمان سیاه خودشو بیشتر دوست میدارم ) کلاه گیس حبیب رضائی هم که خیلی مصنوعی بود کله طاسش تو سریال خانه سبز دوست داشتنی تر بود. مهران مدیری هم که بنظرم خیلی متفاوت نبود. بهر حال برخلاف آنچیزی که فکر میکردیم فیلم جالبی نبود. همسرم شدیدا اصرار به رفتن به سینما آزادی رو داشت ولی من بخاطر سامی مخالفت کردم چون این بچه وقتی وارد سالن سینما میشه فکر میکنه اومده پیک نیک باید یه توبره خوراکی ببریم و دائما مایعات و جامدات به خورد این بچه بدیم تا بشینه و بزاره ما فیلم ببینیم حالا اون وسط جیش داشتن و حوصله سر رفتنش هم به کنار. القصه که ما شنیده بودیم که بردن قاقالی لی به داخل سالنهای سینما آزادی ممنوعه پس باز هم از رفتن به این مکان پر خاطره واماندیم و بهمان سینما فلسطین بسنده کردیم.
یه دوسه تائی هم فیلم دیدم. بالاخره نامادری ( اینو دیگه واقعا آلوچه داده بود ) رو دیدم با بازی جولیا رابرتز. یه فیلم سالم و خانوادگی با همراهی سوزان ساراندون. ای بدک نبود. فیلم Mina Lisa smile رو هم دیدم اونم با بازی جولیا رابرتز دوباره که از این فیلم هم خوشم نیومد. راستی بنظر شما این جولیا زیباست؟ بنظر من که چهره جالبی نداره فقط دندانهای ردیف و بزرگش هنگام خندیدن زیباست وگرنه حالم از لب بالائیش هنگامیکه دهانش بسته است بهم میخوره. خلاصه بعضی ها شانس دارند که اینقدر قیافه اشان محبوب و زیبا جلوه میکنه. یه نیم ساعتی از فیلم بادبادک باز رو دیدم زیاد خوشم نیومد موکول کردم به زمان بعد که فکرم درگیر لاست نباشه تا بتونم دنبالش کنم. همسرم شاکیه و میگه تنها تنها فیلم میبینی و مارو تحویل نمیگیری. خدا وکیلی شما بگید من چکار کنم که همیشه بعد از شام آقا یه بالش زیر سرشه و چشماش خمار و خواب آلود میشه و یه ربع بعد از تماشای صفحه جادوئی تلویزیون بیهوش میشه جالبه که اصرار هم داره که حتما فیلم و سریال هم ببینه . اونوقت من میمونم و خماری ندیدن فیلم. چیکار کنم اون خودش اگه بخواد میتونه لاست رو از قسمت سوم دنبال کنه منم همچنان پیشتاز به سیزن دو رفته ام. هورا.

راستی شما چکار میکردید اگه یه پسر بچه 5 ساله دیوونه بازی داشتید که به هیچ عنوان از بازی سیر نمیشه بعنوان مثال : چند روز پیش ستایش دختر دوستم اومد خونمون از حوالی ساعت 7 غروب قرار شد شب پیش سامی بمونه. بنده خدا تا ساعت 1 نیمه شب داشت با سامی بازی میکرد بعدش که از خستگی در حال بیهوشی بود سامی نق و نوق میکرد که من بازی میخوام خلاصه بهش گفتیم که ستایش فردا هم پیشت میمونه. راضی شد که بخوابه فردا صبحش ساعت هشت و نیم صبح مثل اجل معلق نشست بالا سر دختر بیچاره و اونو بیدار کرد و خلاصه دوباره بازی شروع شد هر وقت هم که ستایش بنده خدا خسته میشد سامی بهش میگفت برای چی نشستی تو اومدی خونه ما که با من بازی کنی نیومدی که بیکار بشینی سرتون رو درد نیارم بنده خدا بی وقفه تا ساعت 8 شب بازی کرد. به محض اینکه از خونمون رفت سامی آویزون باباش شد که باید بیای با من بازی کنی. قیافه من و باباش شوک زده بود. منکه دیگه حالم از کلمه بازی بهم میخورد نشون به اون نشون که یکی دو ساعتی هم باباشو گیر انداخت تابه زور شام خورد و دیگه بیهوش شد. خوب نگفتید شما چکار میکردید؟

یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧ | ٢:٠۱ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog