خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


آقای همسر پیشنهاد سفر در ایام ژانویه  رو داد و ما هم لبیک گفتیم. دیدیم تو این زمان بهترین جا برای گردش و تفریح با داشتن بهترین شرایط آب و هوائی تایلنده. خلاصه به دوستان عزیز و قدیمیمان هم پیشنهاد دادیم و اونا هم قبول کردند. پروسه گرفتن بلیط و ویزا اینقدر طولانی شد که خودمان هم باورمان نمیشد که بالاخره مسافریم یا نه. با توجه به وضعیت نابسامان فرودگاه بانکوک و اعتصاب کنندگان این احتمال رو میدادیم که اصلا ویزا داده نشه. ولی خدا رو شکر در دقایق پایانی یعنی کمتر از ۴٨ ساعت ویزا و بلیط صادر شد و ما هم راهی شدیم. البته توضیحات مفصل تر رو صفا جان نوشته.

با توجه به تجربه ناخوشایند همراهی سامی در سفر مالزی تمام دلشوره های من و همسرم این بود که آیا اینبار سامی بچه مثبتی است یا نه ؟ که همین اول کار بگم که به لطف وجود پانته آ جون و همراهی بی شائبه صفا و وفا همه چیز عالی پیش رفت و خدا رو شکر خوش گذشت. .

فعلا اومدم یه سلامی عرض کنم به شما و بس . مطمئنا ادامه سفر نامه رو بزودی مینویسم

شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧ | ۳:٤٠ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog