خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


  همسرم معتقده که این اتفاق فقط یکبار تو زندگی هر کس میفته و شایدم برای بعضی ها اصلا اتفاق نیفته.  مهرداد این اتفاق رو برای خودش به فال نیک گرفته منهم دعا میکنم و انشاءالله که خیره

متولد سال چهل و چهاره امسال هم چهل و چهارسالش میشه  جمع این دوعدد هم میشه هشتاد و هشت که امسال هم سال 88  جالبه نه ؟

مهرداد جان همسر خوبم درست نیمه مرداد  سالگرد تولدته من و سامی از صمیم قبل این روز رو بهت تبریک میگیم. سامی خیلی خوش شانسه چون پدر خیلی ایده آلی مثل تو داره . طوری تربیتش خواهم کرد که محبت های پدرانه تو رو هیچوقت فراموش نکنه و قدر و احترام تو رو همیشه بدونه. خداروشکر که تمام خاطرات خوش کودکی اش در کنار تو رقم خورده و  عشق بزرگ زندگیش بودن با تو و بازی کردن با توست.

عزیزم از اولین روز آشنائیمون این یازدهمین سالیست که من تولدت رو بهت تبریک میگم.  فکر میکنی این روزگار چقدر به من وفا میکنه تا باشم و بازم بهت تبریک بگم و بگم که چقدر دوست دارم ؟؟؟؟

چهل و چهارسالت شده میگن این دوران چلچلی مرده راست میگن؟ حالا اصلا این چلچلی چی هست ؟ خیلیا این دوران رو ایام طلایی زندگی یک مرد میدونن درسته؟  چهل و چهارسالت شده عزیزم ولی خداروشکر میکنم که کودک درونت همچنان بازیگوش و لجباز و  پابرجاست. خیلی وقتا که خلق جفتمون تنگ میشه و از دست هم دلگیر میشیم شاید همین کودک درون  هر دوی ماست  که غرور چهل و چهارسالگی تو و سی و شش سالگی منو  کمرنگ میکنه و دوباره لبخند روی لبامون مینشونه.

عزیز دلم . مرد زندگیم . همسرم دوستت دارم و سالروز تولدت رو تبریک میگم

 همیشه سلامت و موفق باشی مهربون لجباز منقلب

 

پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog