خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


  • یه دوسالیه که سامی فتو مدل یه ژورنال پوشاک کودکانه. عکس زیر هم آخرین عکسشه تو آتلیه مجله البته اینجا با لباسای خودشه و کار حکم یه اتود رو داشت ولی من این عکسشو خیلی دوست دارم

 

  • زورخونه  . جایی که همیشه از تلویزیون دیده بودیم. یه شب تو فرحزاد به یکیشون برخوردیم . هم برای ما و هم برای سامی جالب بود. البته گود زورخونه خیلی کوچکتر از اون چیزی بود که فکر میکردم

 

  • این بچه دیوونه این قبیل خوراکیهاست. برعکس بچه های دیگه از شیرینی جات و شکلات خوشش نمیاد اما تا دلتون بخواد شاتوت و آلوچه و تمبر هندی و ... اون شب رسما با شاتوت خودکشی کرد ( دور از جونش البته )

 

 

  • دو هفته پیش یه سر رفتیم پارک آب و آتش
     . جای جالبیه . بچه هایی که آب بازی دوست دارند واقعا لذت میبرن. یادتون باشه لوازم یدکی ( البسه زیز و رو اضافه + حوله ) همراه داشته باشید چون سامی سرما خورد حسابی   

 

  • راستی  جا پارک هم مصیبتیه . وسط هفته بروید تا کامروا شوید

 

 

 

  • اینم سامی با نفس عمه یعنی بامداد کوچملی در حال خوردن بسکین رابینز اونم با طعم آلو که بسیار ترش و لذیذ بود

 

پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸ | ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog