خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


 

امروز یدفعه و مثل خیلی از وقتا تو زندگیم یاد گذشته هابودم  یاد روزهای خوب کودکی و جوونیم. یاد اون روزهای خوبی که با مامان و بابام تئاتر و سینما میرفتم  .

یاد اولین تئاتری که رفتم افتادم نمیدونم اولیش بود یا من از اونجا به بعدو یادمه. سالهای اوائل انقلاب بود با مامانم رفتیم تئاتر شهر یه نمایش عروسکی بود بنام
یه جفت کفش
برای  زهرا  خوب یادمه که یه بلوز خوشگل سبز تیره تنم بود با یه صندل کرم لا انگشتی که خیلی دوستش داشتم و تو عکسهای کودکیم هم هستش آره داشتم میگفتم رفتیم این نمایشو دیدیم خیلی برام جالب بود بعدها وقتی بز رگ شدم فهمیدم که یکی از کارهای خوب فاطمه معتمد آریا بوده . قبلا هم گفتم مامان منم یه فیلم بین حرفه ای بود خیلی وقتا با هم سینما میرفتیم بزار ببینم سینما با هم چی رفتیم یا اولین فیلمی که یادم میاد چی بود آها خیلی کوچکتر بودم که با داداشم و دخترعموهام رفتیم سینما  دریا که الان به خرابه ای تبدیل شده و فیلم تنگسیر رو دیدیم وسطای  فیلم دلم هوای بابامو کرد و کلی ونگ زدم که من بابامو میخوام بعدش منو آوردن خونه. فیلمای نورمن ویزدم هم خیلی رفتم آهان یادم اومد فیلم شعله رو با مامانم رفتم عاشقش شده بودم نوار موسیقی فیلم رو از همون نوار فروشی داخل سینما برام خرید دوان دوان اومدیم خونه یه ضبط استریو مارک سانیو با قاب چوبی داشتیم . نوارو گذاشتم و شدم بسنتی و هی رقصیدم. برادرم هم از فیلم و آهنگ هندی بیزار بود هی داد میزد کمش کن من حالیم نبود و فقط میرقصیدم . یادش بخیر

ماه رمضونی باتفاق دوستان باصفا و باوفا رفتیم نمایش قولنج رو در تالار سنگلج دیدیم. همسرم خیلی دوست داشت بره سیاه بازی ببینه و کلی هم به سامی قول یه نمایش سیاه بازی رو داده بود. این نمایش هم یه سیاه بازی بود با بازی هنرمند قدیمی سعدی افشار. بنده خدا خیلی پیر و داغون شده ولی بازم تلاشش روی صحنه قابل تقدیر بود. یه موضوع چهار پنج خطی و یکساعت و نیم اجرا رو بسختی اجرا کرد. آخر نمایش هم زیر نورافکن یه رقص روحوضی تک نفره اجرا کرد که مردم هم  حسابی شاباشش کردند و به پاش پول ریختن. اشک تمام صورتم رو خیس کرده بود. از سعدی افشار هیچ خاطره ای تو ذهن من نبود اما ناتوانی و تلاش هاش بعد  از 60 سال تجربه برای ارائه یه نقش حسابی احساساتم رو قلقلک داد.

چند شب پیش هم رفتیم فیلم بی پولی رو دیدیم

خیلی دنبالش بودم تا اکران شد ولی بعد از دیدنش فهمیدم اگه نبینیش هم چیز زیادی رو از دست ندادی. فیلم پره از کلوزآپهای جورواجور واسه دوستداران بهرام رادان.  لیلا حاتمی رو هم اینجا زیاد دوست نداشتم اصلا لیلا حاتمی برای من فقط تو فیلم لیلا خلاصه میشه و کمی هم تو فیلم شیدا.  بازیش تو این فیلم خوب بود نه در حد سیمرغ بلورین . بازی حبیب رضایی رو دوست داشتم مخصوصا رقصش رو با زیرشلواری و بارفیکس زدن و شعر خوندنشو . یکی از صحنه هایی رو که دوست داشتم صحنه ظهر عاشورا بود و قیافه قابلمه بدست بهرام رادان !!!!

( الان که دارم این پست رو مینویسم کانال 3 روی یه کلیپ بسیار مذهبی ترانه یارا یارا علیرضا افتخاری رو پخش میکنه که من یه زمانی عاشقش بودم وای چقدر یاد گذشته داره منو بمباران میکنه )

دلم نمیاد یادی هم از سریال شمس العماره نکنم که شدیدا بهش معتاد شدم و دوستش دارم. از معدود سریالهای خوش ساختیه که همه بازیگراش سرجای خودشون خوش نشستن و بنظر من بسیار عالی بازی میکنن. مرجانه گلچین عزیز هم که فوق العاده است چقدر چندین سال جاش خالی بود و چقدر خوبه که یه بازیگر زن طناز حرفه ای داریم که اینقدر ملموس و زیبا بازی میکنه. میمیک صورتش و لحن گفتارش فوق العاده است . همشون خوبن رویا تیموریان که چقدر متفاوت و عالیه. فرهاد آئیش که منو یاد مش قاسم دائی جان ناپلئون میندازه و مسعود رایگان که فکر میکنم گوشه چشمی هم به اسدالله میرزا داشته. مهرانه مهین ترابی که مثل همیشه عالیه.    بازیگر نقش شکور هم که واقعا بانمکه من هرچی فکر کردم یادم نیومد  قبلا دیدمش یانه ولی عالیه. هانیه توسلی هم خیلی شیک و خوش تیپه. مدل شال بستنش هم یحتمل چند وقت دیگه مد میشه.

نظرتون راجع به دلنوازان چیه؟ تو زمانی که حجم کثیر پارازیت ارتباطت رو با تلویزیونهای بیگانه قطع میکنه دلخوش به همین پخش هرشب سریالها هستیم. یه سریال با یه عالمه سکانسو پلان اضافه. مخصوصا همین قسمت امشبش که چقدر عمل قلب عمه خانم و بهوش آمدنش برای کسانیکه بالاخره در اطرافشون تجربه چنین عمل سنگینی رو داشتن خنده دار بود. طول عمل و ریکاوری و بهوش اومدنش باندازه نسکافه خوردن اتابک و عموی یلدا طول کشید؟؟؟!!!!!

از این دختره بازیگر یلدا بدم نمیاد گرچه فیگورهاش و نوع بازیش منو شدیدا یاد پوریا پورسرخ تو رستگاران میندازه . نوع نگاه سریعشون به پائین حرکات سرشون و منقطع حرف زدنشون

راستی وقتی این سریال رو میبینیم یه بحث چالشی در رابطه با ازدواج سامی در حالیکه ما دختر مورد نظرش رو تائید نکنیم بین من و همسرم در میگیره. آیا شماها تا بحال فکر کردید اگه انتخاب فرزندتون رو در رابطه با ازدواج تائید نکنید و پاره تنتون اصرار بورزه و از خودش دیوونه بازی درآره چه برخوردی باهاش خواهید داشت؟؟

پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog