خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


پی تی کاپ

پی تی کوپ

                پی تی پیت پیت

پی تی کوپ

پی تی کاپ

             پی تی پت پت

پی تی کوب

پت پت

پی تی کوپ

پتمژهچشمک

پینوشت :

1-شعر بالا رو از مجله سروش کودک مهرماه برداشتم. وقتی برای سامی خوندمش اولش گفتیم چه بیمزه دفعه دوم آهنگین تر خوندمش و کلی با هم خندیدیم .

2- در آستانه 7 سالگی وبلاگم, گرفتن لوح تقدیر از دومین جشنواره بانوان وبلاگ نویس پرشین بلاگ , خالی از لطف نبود. اعتراف میکنم من خودم به شخصه از خوانندگان پیگیر وبلاگهای مادر بچه ای نیستم بجز چندتائی که قدمت بیشتری دارن ولی وجود سامی عزیزم , پسر گل و شیطون مامان باعٍث شد تا 7 سال پیش تو یه 14 آبان صفحه وبلاگ نویسی بلاگ اسپات رو باز کنم و بنویسم از روز مرگی های یک مادر باردار که زیباترین تجربه عمرش بود. تا مدتها خونه مجازی من و پسرم بلاگ اسپات بود. بعدا با اومدن پرشین بلاگ و سرویس دهی بهتر اونا یه اثاث کشی کردیم و اومدیم به همین آدرس فعلی . تو همینجا موندگار شدیم تا الان فقط اوایل رو در این خونه مینوشتم خاطرات من و نی نی بعدا که پسرم بزرگتر شد دیگه نوشتم من و سامی. اینجا یه خونه مجازیه برای تمام مشغولیات ذهنی من در کنار خانواده ام بخصوص پسرکم. خیلی مادر بچه ای نیست چرا که من سعی داشته ام از چیزای دیگه هم بنویسم ولی خوب سایه سامی و حضورش تقریبا همیشه اینجا حس شده چرا که اصلا وجود این بچه این خونه رو پی ریزی کرد.

بگذریم - از هیات داوران ( ویولت عزیز و بقیه دوستان ) و دوستان خوبی که به این وبلاگ رای دادن و بعدشم بهم تبریک گفتن , از صمیم قلب تشکر میکنم.

بعد از گرفتن جایزه به همسرم گفتم نمیدونم بعدها که سامی بزرگتر شد اینجا رو بهش بدم و خودم برم یه جای دیگه یا اینکه سامی خودش جای دیگه بنویسه؟

3- خبر از دست دادن مسعود رسام تلخ بود چرا که اسمش بهمراه بیژن بیرنگ برای هم نسلان من یادآور روزهای سبزی بود که سریال همسران و خانه سبز بهمون درس زندگی میداد.اتفاقا همین جمعه بود که برادرم به  سامی پکیج محله بروبیا رو هدیه داد وبعد از 24 سال چشممان به تیتراژ این سریال افتاد که نام مسعود رسام به عنوان تهیه کننده اش خوش درخشید. شاید پسرک 7 ساله من الان اون تمایل و ذوق رو به دیدن آیتم های محله بروبیا نشون نده چرا که نمیدونه تو اون سالهای دور که فقط دو تا شبکه داشتیم چقدر روزهای جمعه دیدن محله برو بیا برای من و هم نسلای من , لذت بخش بود. البته تو همون روزهای درگذشت خسرو شکیبائی عزیز , یه برنامه زنده پخش شد که مسعود رسام از خسرو شکیبائی خانه سبز میگفت. بنده خدا خیلی مریض احوال و رنگپریده بود حتی قدرت تکلمش هم تحلیل رفته بود. 
برای شادی روحش دعا کنیم و یادش رو گرامی بداریم.

 

دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog