خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


پسرک از پدر بزرگش پرسید:

" پدر بزرگ درباره چه مینویسی؟ "

پدر بزرگ پاسخ داد : درباره تو پسرم اما مهم تر از آنچه مینویسم ، مدادی است که با آن مینویسم. میخواهم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل این مداد باشی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.

گفت : " این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام ".

پدربزرگ گفت : بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی. در این مداد 5 صفت است که اگر بدستشان بیاری برای تمام عمرت به آرامش میرسی.

صفت اول : میتوانی کارهای بزرگ کنی اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تورا هدایت میکند. اسم این دست خداست . او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه مینویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این کار هرچند باعث میشود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار نوکش تیزتر میشود و اثری هم که از خودش به جا میگذارد ظریف تر و باریک تر است. پس باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج ها باعث میشود انسان کاملی شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم. تصحیح یک کار خطا نه تنها کار بدی نیست بلکه برای اینکه خودت را در مسیر صحیح نگهداری، لازم و ضروری هم هست.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ؛ زغال داخل آن اهمیت دارد. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

 و سرنجام پنجمین صفت: مداد همیشه اثری از خود بجا میگذارد. پس هرکاری در زندگی ات میکنی ردی از تو به جا میماند. سعی کن نسبت به هرکاری که انجام میدهی هوشیار باشی و بدانی چه میکنی.

پینوشت: این نوشته برگرفته از یک شماره از مجله همشهری جوان در سال گذشته است. متاسفانه نام نویسنده درج نشده است.

پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸ | ۸:۳٩ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog