خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


پسرک بر خلاف مادرش از سربسر گذاشتن گربه ها خوشش میاد اینقدر این گربه بدبختو اذیت کرد که اون پرید رفت اونور آب و به سامی دهن کجی میکرد که اگه راست میگی بیازبان

 

 

 

 

جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog