خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


روزای پایانی سال رو هم دوست دارم هم بدم میاد. دوستش دارم چون همه بدوبدو میکنن و تکاپوشون برام جالبه ولی بدم میاد چون دلشوره انجام کارهای معوقه اذیتم میکنه.

خونه تکونی رو از اواخر بهمن شروع کردم استارتش خوب بود بعد یه جایی استوپ کرده تا الان . چند روزیه که شدیدا سرماخورده و مریض و کلافه ام پس بهانه برای کارنکردن دارم. مثل همیشه تکوندن اطاق سامی برام یه کابوسه . قراره تخت و کمدشم عوض کنیم و حالا من موندم با ابن حجم اسباب بازی و آت آشغالهایی که بچمون به جونش بسته است و اطاقش  رو لبریز کرده!!!

فقط بگم که تو این هاگیر واگیرا یه فیلم کمدی دیدم بنام Hangover که خیلی بامزه بود و چسبید.

شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog