خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


١- هفته پیش تولد متین یکی از همکلاسیهای سامی بود. یه تولد مادر و بچه ای .مامانش حدود 15 نفر از بچه ها رو دعوت کرده بود. بچه ها یکی یکی وارد میشدند. خیلی مودبانه مینشستند و پاپ کورن میخودند و در نهایت با دوستانشون کمی حرف میزدند. ترانه های تولد مبارک هم پخش میشد. هرچی مادر و مادربزرگ متین به بچه ها اصرار که پاشید برقصید هیچکدوم از جاشون تکون نخوردند. یدفعه نوبت رسید به انگ سوسن خانوم!!! انگاری این آهنگ وصل شده بود به دستگاه شارژ بچه ها. همشون بدون خجالت و تعارف پریدن وسط سالن و میرقصیدن. همه شعرو حفظ بودن حتی اون قسمت رپ خونیشو که خود منم بعد از صد دفعه گوش دادن نمیتونم بخونمش. باید رقصشونو میدید. یکی دوتاشون اینقدر حرفه ای میرقصیدن که دهانمان از تعجب باز مانده بود. از یکیشون پرسیدم : بلا این رقصو از کی یاد گرفتی ؟ گفت : عید رفته بودیم ترکیه سوار یه کشتی تفریحی شدیم از صبح تا شب آی رقصیدیم !!!

آهنگ بعدی ، کلید حسین تهی بود که اونم برای خودش حکایتی داشت . همه با هم میخوندنش و میرقصیدن آنچنان که عمرا شعر های کتاب بخوانیمشونو بتونن اینقدر سلیس و روان تازه از رو بخونن !!!

آخر سر هم هر کاری خواستند کردن. اینم ژست آخرشون برای عکس انداختن.

2- چند روز پیش از صبح مدرسه سامی جلسه بود بخاطر برگزاری جشن الفبا. ظهر مجبور شدم از همون راه مدرسه پسرک گشنه و تشنه رو ببرم رستوران. نشست روبروم و هی لبخند زد. بعدشم بهم گفت : ببخشید خانوم خوشگله شما با من ازدواج میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تعجب

3- بامداد برادرزاده بانمکم ، چند وقتیه که موهاش خیلی بلند و فرفری شده. البته خیلی خوشگله ( من و برادرم شدیدا موافق این زلفاشیم ) اما مامانش اصرار داره که موهاشو کوتاه کنه چون سرش خیلی عرق میکنه. چندوقت پیش زن برادرم نشسته با بامداد کلی صحبت کرده که سلمونی ترس نداره بیا بریم برات جایزه میخرم موهاتو کوتاه کنی که بامداد گفته ببین مامان من نمیام سلمونی جایزه هم نمیخوام بجاش برام کش بخر موهامو جمع کنم ...!!!!!!!!!!!

پینوشت -1: آیا کسی پیشنهادی برای برگزاری تولد سامی اونم از نوع بی دردسر و جالب برای بچه ها داره؟؟؟ هرچی بدون زحمت و ریخت و پاش باشه بهتر چون اصلا تو مود بریز به بپاش روال سابق نیستم.

پینوشت -2 : آیا کسی میدونه لباس فارغ التحصیلی را از کجا میشه خرید؟؟

یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog