خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


تو این دوسال گذشته ، خیلی از هنرمندان رو از دست دادیم ولی رفتن دوتاشون خیلی خیلی متاثر و متاسفم کرد. اولی ، خسرو شکیبائی عزیز که در زمان خودش کلی نوشتم و حالا هم زنده یاد :                  استاد محمد نوری.

وقتی دختر کوچکی بودم مامانم برام ترانه نازنین مریم رو زمزمه میکرد. بعدها برام گفت که این ترانه باصدای محمد نوری خونده شده. مامانم تو روزهای دور جوونیش کلی با این صدا خاطره داشت از زمانیکه استاد تو باشگاه افسران اجرای برنامه کرده بود و متانت و حجب و حیای این مرد نازنین و حنجره طلائیش و چشمان سبزش دل خیلی از دخترای اون دوران رو برده بود. یه نوار کاست سبز رنگ و رو رفته هم داشتیم که یه طرفش از رادیو پر شده بود. خودم عاشق ترانه " اگه یکشب ترا در خواب بینم " شده بودم که بعدها فهمیدم تیتراژ سریال مراد برقی بوده که در زمان خودش شدیدا بیننده داشته. بعد ها  تو اوایل دوران جوونیم کاست کامل استاد بدستم رسید که باهاش روزگاری داشتم. چقدر صدای ضبط صوت رو بلند میکردم و فریاد میزدم : دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دوتارو ....

وقتی عروس شدم ، برادرم اون باندای سیاه کذایی ضبطش رو گذاشت تو ایوون خونمون و وقتی من و همسرم برای مراسم عقد وارد حیاط خونه شدیم ، ترانه گل بریزید رو عروس و دوماد با صدای استاد عزیز ، خاطره ساز یکی از زیباترین روزهای زندگیمون شد.

تو مراسم عروسی دوستانمون " صفا و وفا " دو سه باری ترانه نازنین مریم به درخواست صفای عزیز توسط خواننده ارکسترشون اجرا شد گرچه به پای اجرای یونیک استاد نمیرسید ولی این ترانه هم برایمان بازهم خاطره ساز شد.

امروز به همراه دوست عزیزم یلدا جون ، به مراسم تشییع پیکر استاد در تالار وحدت رفته بودیم. جمعیت زیادی جمع شده بود. از همه قشر و همه سنی. همه چشما اشکی بودند و قیافه ها شدیدا غمزده. صدای ماندگار استاد زینت بخش مراسمش بود. همه به آرامی زمزمه میکردن

 " خون دلها خورده ایم

 وقتی پیکر استاد را وارد صحن تالار کردند دیگر صدای هق هق طرفداران ایشان بلند شده بود. امروز از طریق یلدا که نسبت خویشاوندی نیز با استاد داشتند فهمیدم که چه زندگی عاشقانه ای در کنار مینا خانوم همسر نازنینشون داشته اند. حیف که درخت عشقشون به بار ننشسته بود با این وجود عشق استاد به همسرش مثال زدنی است.

استاد محمد نوری عزیز، روحتان شاد. خوشا بحالتان که در عزایتان یک چنین فوج عظیمی عزادار بودند و با عشق از شما یاد میکردند و یاد خواهند کرد.

 بابت تمام لحظه های نابی که با صدای جادوئی اتان به من و امثال من هدیه کردید ممنونم

نمیشه غصه مارو یه لحظه تنها بزاره

نمیشه این قافله مارو تو خواب جا بزاره 

دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog