خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


ديروز رفتم يه سر بيمارستان مربوطه سر و گوش آب بدم و ببينم چي لازمه با خودم ببرم.
جالب اينجا بود كه در بخش زنان و زايمان فقط دو نفر زائو بستري بودند و بخش خالي بود!
متاسفانه متوجه شدم كه اين بيمارستان قوانين خاص خودش را دارد مثلا اينكه بهيچ عنوان همراه نمي پذيرد و همراهان گرامي بعد از بستري شدن بيمار در بخش موظف به ترك بيمارستان هستند !!!!! جالبه نه؟
خلاصه كلي اعصابم خرد شد . رفتم قسمت نرسري و گفتم يعني سزارين هم بشي در روز اول هم همراه نداريم؟ گفت اصلا“ گفتم پس نوبت اول شيردهي چي؟ با آن وضعيت وخيم و درد بسيار گفت : ما خودمون كمك ميكنيم.
خلاصه ما نهميديم اين ديگه چه صيغه اي است.
شما دوستاني كه سزارين شده ايد فكر كنم به ارزش همراه در 24 ساعت اول پي برده باشيد. ما كه بدين ترتيب نسخمون پيچيده شده.
ني ني هم بنظر ميرسه حالش بد نيست و بعضي اوقات شديدا وول ميخوره و گاهي اوقات هم خيلي شديد يكجا جمع ميشه كه تقربا اون نقطه از شكم به سفتي سنگ ميشه و كمي هم دردناك.
در ضمن بايد به ريحانه جون بگم كه من دو ايميل ازش گرفتم كه هردو نا خوانا است . فكر ميكنم علتش فارسي تايپ كردن باشه . لطفا به روش فينگليش ( فارسي با الفباي انگليسي ) مجددا برام ايميل بزن.
الان كه دارم تايپ ميكنم شديدا هوا طوفني و باراني است و بوي خاك نم خورده از كانال كولر مي آيد كه منو خيلي نوازش ميده . خدا كنه فعلا هوا به همين مطبوعي و خنكي بمونه.
دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٢ | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog