خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


 

حرف تازه ای نیست . قصه همیشگی منه . با توجه به این پستم  و احوالات سخت مریضم ، خواستم بگم اون غربالگری رو باید زودتر از اینا شروع کنم.  وقتی میبینی که همخونه ات ، لیوان آبش رو به زور در کنار ظرفهای انباشته سینک جا میده و طبق معمول هرشب ازت انتظار سفره و شام گرم داره و بعد از خوردن هم طبق معمول هرشب کنار سفر ه دراز کش میشه و حتی ظرفاش رو هم جمع نمیکنه ، دیگه تو میمونی که تو این روزای بدحالی از پسرک 7 سال و نیمه ات چه انتظاری میتونی داشته باشی . پس با حال نزارت میشینی و برای درج در تاریخ اینجا و خطاب به همه اونایی که تو براشون جانفشانی میکنی و هیچ دریافت میکنی ( از خونه خودمون شروع میکنم به بعد ) بگی که ممنون

دلا خو کن به تنهایی              که از تن ها بلا خیزد

دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog