خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


بعد از برگشت از اصفهان ، سرمایی خوردم سرما خوردنی . تا بحال تجربه اش نکرده بودم. همه چی داشت. جاتون خالی . از سر درد و سرفه و گلودرد وحشتناک و آنژین و بی خوابی و بدن درد گرفته تا سینوزیت و عفونت ریه.

 القصه که تعطیلات آخر هفته گذشتمون ( که دیگه عادت کردیم باینکه از چهارشنبه تعطیل بشه تا صبح شنبه ) حسابی به فنا رفت .  خلاصه سه شنبه دو روز پیش  هم که فکر میکردم دیگه دارم خوب میشم. شال و کلاه کردم که برم یه سر به عمه جانم بزنم. که تو سرازیری پارکینگ خونمون که داشتم خوشان خوشان میرفتم که در پارکینگ رو باز کنم لیز خوردم و زمین خوردم ازاون مدلا که معمولا رو برف و یخبندون لیز میخوری ولی خوب ما دیگه داریم فراموش میکنیم که سرسره بازی کردن  رو برف کوبیده چه مزه ای داره ، بنابراین پاشنه مثلا سه سانتی کفشم جو گیر شد و لیزمان داد. فی الفور پاشدم فقط در دستم احساس درد میکردم . با پررویی ماشین رو بردم بیرون فقط دیدم که دست چپم نمیتونه فرمون رو بچرخونه به خانه عمه نرسیدم دور زدم و اومدم سامی رو از مدرسه گرفتم و اومدم خونه. دیدم دست چپم از آرنج باز نمیشه .

 پررو پرو احساس خود حکیم بینی ام گل کرد و افتادم به جون دست بینوا. زیر آبگرم گرفتمش . با پماد دیکلو فناک ماساژش دادم. با ماساژور برقی به جانش افتادم . در آخر تو اینترنت سزچ کردم دیدم بهترین حالت استفاده از کیسه یخه. انجامش دادم. سر شد ولی چند لحظه بعد این من بودم که های های زار میزدم و فهمیدم که این دست بدبخت شکسته.           القصه بگم که استخوان لترال آرنجم ترک برداشته و الان در آتل گچی فیکس شده. به گفته پزشک جای این ترک بسیار بده از لحاظ خونرسانیه و اگه تکون بخوره میتونه از هم جدا بشه که منجر به عمل میشه. تا سه هفته دست چپم بای بای. درد و ناتوانی در انجام کارها یکطرف . خوابیدن و مشکلات قراردادن دستم در هنگام خواب یکطرف. خلاصه که جاتون خالی ایامی دارم من.

 به لطف ویک اند سه روزمون ، همسر جان بسیار کمک حاله و خدا عمرش بده خیلی مراقبمه . فقط میمونه از شنبه صبح که من یه دستی چطور میخوام نهار برای کودک گرسنه محصل فراهم کنم.؟؟؟؟

خدا بزرگه . میگذره. هر لحظه بیشتر دارم فکر میکنم که سلامتی چه موهبتی است که تا اونو داری شاکرش نیستی .

 

 

پینوشت : این دوروزه بازار بحث شهلا جاهد داغه داغه

بهتون توصیه میکنم اینجا  و اینجا و اینجا رو بخونید

پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ | ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog