خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


سلام و صد سلام بعد از این همه مدت دوری و هجران

باور کنید بنده کاملا بی تقصیرم

اینبار تقصیر از کیبوردم بود. اومدم اتصال پشت کیبورد را به کامپیوتر وصل کنم زدم چند تا از سنسورهاش را شکاندم و خلاصه ماندم بلاتکلیف. جالب اینجاست که به خیابان جمهوری و بازار رضا هم سر زدیم ولی متاسفانه هیچکدام فیش کیبورد را عوض نمکنند حالا ببینیم کی میرسیم برویم شرکت فراسو وبدهیم خودشان عوض کنند. بگذریم اینقدر وقفه افتاده که نمیدونم از کی شروع کنم خلاصه همینجوری مینویسم و میرم جلو:

1- تو این مدت سه بار با سامی رفتیم شمال . دوبار کلاردشت و یکبار محمود آباد . یعنی روز پدر و نیمه شعبان و همین هفته پیش. جالب اینجاست که نیمه شعبان ( 20 مهر )که محمود آباد بودیم اینقدر هوا گرم بود که همه دریا هم رفتند. خلاصه سامی خیالمون را راحت کرد که میشه باهاش مسافرت کرد و الحمدالله خوش سفره.

2- از اول ماه مهر شروع کردم رژیم گرفتن به روش دکتر کرمانی . خبلی جالبه . کلی بخور بخور داری ولی وزن هم کم میکنی. الحمدالله ماه پیش 3 کیلو کم کردم بی دردسر و سایز هم همینطور. خدا را شکر کلی از پف صورت و چشمام خوابید.

3- سامی هم بیست و چهارم این ماه شش ماهش تمام خواهد شد . او دیگه کلی تغییر کرده و برامون جذابتر و شیرینتر شده . وقتی باهاش بازی میکنم یا زیر گلویش را میخورم با صدای بلند قهقهه میزنه و کلی مرا کیفور میکند. بابت داشتنش کلی شاکر خداوند مهربان هستم که فرزند سالم و دوست داشتنی بهم عطا کرده. او انگشتان پایش را مدتی است پیدا کرده و مدام آنها را در دست میگیرد همچنین لبانش را غنچه میکند و حباب درست میکند. زیاد در غلت زدن فعال نیست و فقط یکور میشود و هنوز کاملا بر نمیگردد. البته بی تقصیر است چون بخاطر ریفلاکس شدیدی که دارد مجبوریم زیر سرش را همیشه بلند کنیم تا برگشت شیر مشکل زا نباشد و همین فعالیتش را کمتر میکند. البته در حالت دمر تلاش برای سینه خیز رفتن میکند که پیشرفت هم دارد.

4- در مورد قطره آهن که بعضی از شما دوستان پیشنهاد فروگلوبین داده بودید باید بگم امصرف این شربت برای زیر یکسال ممنوع است و بناچار همان قطره فروسولفات را با قطره چکانی بلند به ته حلقش میریزم که براحتی فرو میدهد.

5- سامی کماکان آب دهانش بسیار جاری است و روزانه چندین بار پیش بندش تعویض میشود . نمیدونم این دندونش کی در میاد که هم خودش راحت بشه هم ما.

6- حدود یک هفته است که سامی سرما خورده و بینی اش میگیره و شیر خوردنش را دشوار کرده. قطره کلرید سدیم هم کمک اندکی میکند. دکتر معتقد است بچه زیر شش ماه نباید داروی سرما خوردگی مصرف کند. بنابراین فعلا فقط بخور میدهیم و قطره بینی میچکانیم.

7- امروز به اتفاق سامی و باباش رفتیم بهشت زهرا و الان هم در محل کار همسر گرامی هستیم و سامی هم روی میز کنفرانس خوابیده. باباش و همکارش اونو داخل یک پتو پیچیدند و به روش ننو تکانش دادند تا خوابید . خلاصه فعلا از برکت کیبورد اداره در خدمتتون هستم.

8- به روشهای پیشنهادی شما برای گذاشتن عکسهای سامی عمل کردم نشد. لطفا مجددا راهنمایی بفرمائید.

9- هفته پیش رفتیم از مجسمه های مومی در فرهنگسرای نیاوران دیدن کردیم . خیلی جالب بود . ببینم کی میشه عکسهاشو اینجا بگذارم

تا فرصت بعدی خداحافظ

 

 

پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٢ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog