خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


ميبخشيد اينقدر سؤالات فنی وبلاگی ميكنم ها !! خوب ببخشيد بيلميرم

اندر حكايت لينك دادن به وبلاگ دوستان ، متاسفانه عاجزم. همانطور كه ميبينيد لينكهايی را كه داده ام باز نميشوند.
ميشه بهم بگيد فرمول لينك به وبلاگ  چيه؟؟/

سامی عشق دست دسی شده و مرتبا برای خود شيرينی اينكار را ميكند. دو روزه ميبينم وقتی سرم شلوغه يا مثلا دارم با تلفن حرف ميزنم و زياد باهاش ور نميرم مياد جلوم و شروع ميكنه دست دسی تا مثلا دل ببره و توجه جلب كنه.

واقعا اگه من سامی رو نداشتم چكار ميكردم؟ اكثر اوقات بهش ميگم بابا سامی چون حس ميكنم هم بابامه و هم مامانم.خلاصه خدا بچه های همه رو در پناه خودش حفظ كنه از صدقه سر همه مال مارو هم همينطور.

جمعه ۱٩ دی ۱۳۸٢ | ۳:٢۱ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog