خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


من بالاخره برگشتم. بعد از ۴۵ روز من و سامی به وطن برگشتيم.

موقعيت خوبی پيش اومد تا من و سامی به سفری يكماه و نيمه به انگليس برويم. بيست سالی است كه دائی من ساكن اونجاست و بالاخره من و سامی دلو به دريا زديم و راهی شديم. جای همه دوستان خالی . عجب دنيائی است. من تازه ۳ شبه كه اومدم. ساعت خواب سامی بهم خورده و فعلا شديدا خسته و خواب آلودم. چند تا عكس ميزارم اينجا جزئيات بمونه برای بعد.

 

 

 

سامي در مكدونالد

چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۳ | ٢:۱٦ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog