خاطرات من و سامي

من یک زنم با تمام دغدغه های یک همسر و مادر اینجا برایم بسان دفتری است که در آن مینویسم از روزمرگی هایم ، از پسر دلبندم از همسرم ، گاه سرشار از عشقم و گاه دلگیر وتنها


ديشب رفتيم فيلم شاخه گلی برای عروس البته به اتفاق آقا سامي!!! مدتها بود كه با اين وروجك سينما نرفته بوديم ولی در كمال تعجب تا آخر فيلم نشست و نگاه كرد و دست زد و بعضی وقتها هم نا نای كرد.

الهی نميره اين جواد رضويان . خدا وكيلی قيافه اش بامزه اس. مخصوصا وقتی ميخنده  كه تمام صورتش ميشه دهان و دندون. فيلمش خيلی هم بامزه نبود اما يكی دوصحنه خيلی خنده دار داشت.

سی دی تئاتر داماد ديوونه رو امشب نگاه كرديم وای بعد ازمدتها كلی خنديدم. احتمالا مال يكسال اخيره كه كاريه از سعيد خاكسار و در تئاتر دماوند تهران اجرا شده بود. سی دی فروشهای دوره گرد هم دارنش. به كپی رايت اينبار فكر نكنيد و لذتشو ببريد ) من ميميرم برای نمايشهای كمدی و سراپا شرو ور !!! چيكار كنم فرهنگم رفته بالای درخت !)

چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٤ | ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ | sherry | نظرات () |
Design By : Persian weblog