من یک شهروندم

چند روز پیش دوستم صفای عزیز ؛ برام از قوانین شهروندی در کانداد یا نمیدونم امریکا میگفت که درواقع زمانی که تو به جمع شهروندان اون کشور میپیوندی چند تا چیز هست که ملزمی که رعایتشون کنی ، اینکه از کسی سنش رو نپرسی ، از دین کسی نپرسی و در اخر اینکه   اگر در کنار کسی در جای عمومی نشستی که طرف مشغول مطالعه است ، بهیچ عنوان سرت رو درون اون متن مورد نظر نکنی و نخوای که بفهمی چی میخونه !!!! چون بقول معروف تو به privacy  دیگران تجاوز کردی.......

من  یک شهروند ایرانیم . این مساله بماند که آیا به ملیتم افتخار میکنم یا نه ؟؟؟ اما طی هفته گذشته اتفاقاتی رخ داد که ...........؟؟؟؟

تعطیلات عید فطر را تهران نبودیم . غروب روز جمعه که به خانه برگشتیم خرابی آسانسور برایمان عجیب بود. وقتی داخل خانه شدیم متوجه شدیم که آب گرم هم نداریم. به همسایه طبقه دوم زنگ زدم او گفت که روز قبل ساعت 5 صبح ، کابلهای برق که از جلوی خانه ما رد میشدند اتصالی کرده و منجر به قطع برق کل کوچه شده بود. با تماس با اداره برق ؛ گویا گروهی تعمیرکار پیمانکار به محل اعزام میشوند و اقدام به تعمیر این خرابی میکنند که در این حین یه نوبت قطع و وصل جریان برق با شدت تمام ایجاد میشه که منجر به سوختن پمپ شوفاژخانه + آسانسور + یخچال طبقه دوم + کامپیوتر طبقه دوم + بخچال و لپ تاپ طبقه اول + شارژرهای طبقه پنجم و لپ تا پ و .... میشود.  ما هم هراسون وسایل برقی امان را چک کردیم که دیدیم دی وی دی پلیر سامی سوخته و پمپ کولرمان هم نیمسوز شده که تا روشن کردیم بوی داغیش راه افتاد. القصه قرار شد که کارشناسان شرکت برق منطقه ای برای بازدید و تخمین صدمات تشریف بیاورن. روز شنبه 2 نفر از همسایگان به اداره مزبور مراجعه کردن و اونا بخشنامه ای را در روی دسکتاپ خود نشان دادن که کنتور استاندارد باید 25 آمپر باشد و ساختمان ما 15 آمپر است. ( داشته باشید که این بخشنامه به هیچ کدام از ما تابحال ابلاغ نشده بود ) و دلیل خرابیها خودمان میباشیم بنابراین هیچ خسارتی بهمون پرداخت نمیشود .

من یک شهروند ایرانیم .........

یک چهارراه جلوتر از منزل ما ، در خیابان اصلی و جنب مدرسه سامی ، ساختمان در حال احداث هیات رزمندگان اسلام در حال قد برافراشتن است. بگذریم که گودبرداری این ساختمان پارسال چه تبعاتی برای این دبستان پیش آورد. حیاط مدرسه نشست کرد و ضلع غربی دبستان تعطیل شد. بین کلاسها دیوار کشیدند و تا آخر سال تحصیلی هم دانش آموزان و هم معلمان با اعمال شاقه ادامه دادند. هیچ راهکار قانونی هم وجود نداشت . هرجا شکایتی برده میشد اینان زودتر از شاکی اونجا میخشان را محکم کرده بودند.  حالا این هیات بلند پایه ، بلندگوی خرصدای خفنی را کارسازی کرده اند که اذان را با بدترین کیفیت و بلندترین صدای ممکن پخش میکند. حتی سحرگاه. دقیقا اینکار را بعد از پایان ماه رمضان انجام داد. پریشب با هول و تکان از خواب پریدیم دیشب با طپش قلب. نمیتونید تصور کنید که چقدر این صدا بلند و گوشخراشه. سحر امروز ، بلافاصله با 110 تماس گرفتم . آدرس گرفت گفت پیگیری میکنند. امروز ظهر باز این صدا ی گوشنواز شنیده شد. همسایگان همه به 110 زنگ زده بودند . اعلام شد بما ربطی نداره باید به کلانتری محل مراجعه شود. من به کلانتری زنگ زدم گفتند بما ربطی نداره باید به دادسرا شکایت کنید.  به دادسرا زنگ زدم گفتند مستقیم به خودشون بگید بما ربطی نداره.  و اینجاست که من افتخار میکنم که بلند فریاد بزنم من یک شهروندم .......

و اینجاست که به این سوالم پاسخ داده میشه که چرا همه کسانی که از وطن کوچ کردند و در غم غربت وطن اشک میریزند و بحال جمع پر از صمیمیت ما ایرانیها غبطه میخورند ، هیچکدام هم کاسه کوزه رو جمع نمیکنن و برنمیگردن که دوباره همینجا زندگی کنن؟؟؟؟؟؟

/ 10 نظر / 16 بازدید
اعظم مامان سپهر

همه اینایی که ذکر کردی مشتی بود نمونه خروار اتفاقها و پیامدهای بدتری را شاهدیم که از قضا ملیتمان را زیر سئوال خواهد برد.

مونا مامان رادین

سلام شری نازنین و دوست داشنی و دوست خوب من عزیزم دقیقا میدونم چی میگی و چقدر از دست این وضعیت اذیت میشی ... همه ما لااقل یکبار با چنین وضعیت بی عدالتی و بی قانونی روبرو شدیم و کاملا قابل درکه ... نمیدونم بیش از این چی بگم به خدا ....

پوپک

من مدتهاست برای این سوال جواب پیدا کردم. لابد اون چیزهایی که به دست آورده ، امنیتی که داره می ارزه به از دست دادن خانواده و جمع صمیمی و...

خانوم خانوما

جای جای این مملکت همینه . هر جاش و نگاه کنی میلنگه . خوش صدا روزی صد بار به من میگه بیا این بچه رو ور داریم از این مملکت بریم ولی از اونجایی که من شدیدا وابسته ام به خوانوادم قبول نمی کنم و میگم حرفش و نزن. اما شما اگه شرایطش رو دارین برین.

فرزانه ومامانش

دلم شکست. گفته بودم اگه دوباره دنیا بیام دلم می خواد آمریکا دنیا بیام ولی به هر حال ایرانیم.دلم می خواد این خوبی ها رو ماهم داشته باشیم.من این جا به خودم قول می دم به حقوق شهروندی سایرین احترام بگذارم.به خودم قول می دم که تلاش کنم از تضییع حقوق شهروندی خودم کم کنم هر چند می دانم حاصل این تلاش مثل شما صرف هزینه و وقت بدون نتیجه است ولی تلاش می کنم. این حق من است.

شرلاک!!!!

حتی زاغه نشین هم باشم افتخار می کنم که در یک کشور مسلمان زندگی می کنم.

یلدا

شری جان از شعار تا عمل خیلی فاصلست. والا ما تو این سی و چند سال انقلاب هیچکسی رو ندیدیم که ترک وطن کنه و برگرده. شعار دادن تو صفحه مجازی خیلی راحته جونم.

باران

حقوق شهروندی؟اصلا چی هست؟من که کاملا با این واژه غریبه ام متاسفانه.به نظر من مهاجرت تنها راهه اگه کسی شرایطش را داره باید مهاجرت کنه وگرنه...[نگران]

فرزانه خودش تنهایی

[سلام سامی جان من به استخر دانشگاه شهید رجایی می رم . اونجا توی آگهی ها دیدم که آموزش فوتبال برای کودکان داره. آگهی رو برات آوردم خونه.من دیدم پسرا میان اونجا برای تمرین. دلم می خواد تو هم بیایی که فوتبالیست مشهوری بشی.[قلب]

Mehrdad

اینجا یعنی در سیدنی استرالیا در روزهای هفته ما تا ساعت ۱۰ شب و در روزهای جمه و شنبه و یکشنبه تا ساعت ۱۲ شب مجاز هستیم که سر و صدا داشته باشیم و اگر بعد از این ساعتها صدامون بلند باشه و برای همسایه ها ایجاد مزاحمت کنه ، پلیس میاد جلوی در خونه و بهمون تذکر میده و باید سر و صدا رو کم کنیم !