مناجات یک پسر هفت ساله

دیروز باید سامی رو برای چکاپ دندوناش میبردم دندونپزشکی.  رو صندلی عقب نشسته بود و مثل من شدیدا دنبال جای پارک مناسب بود. هی دور زدم ، دور زدم سه چهار تا خیابون اصلی و فرعی رو طی طریق کردم ولی جاپارک نبود که نبود. همیشه اینجور مواقع یه صلوات میفرستم و معتقدم که باید پیدا بشه. به سامی هم گفتم دعا کن وگرنه مجبوریم برگردیم خونه ناراحت

دیدم شروع کرده تنها دعایی که بلده و تو مدرسه یاد گرفته یعنی دعای فرج ( اللهم کل ولیک الحجه بن الحسن ...) رو میخونه ، آخرش رو هم هی قاطی میکرد و دباره از اول میخوند. بعدش هم زیر لب گفت:

خدایا ، مگه تو منو نیافریدی؟ پس باید منو خیلی دوست داشته باشی. خدایا دندونای من برات مهم نیست. اگه مامانم جاپارک پیدا نکنه میریم خونه اونوقت دندونای من خراب میشن و من دردم میگیره و گریه میکنم اونوقت تو خوشت میاد؟

بعدشم من که داشتم زیر لب هی بروزن ترانه شادمهر میخوندم :

باید جاپارک پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست   ... اونوقت سرم  داد زد و گفت :  مامان شوخی ندارم دیگه نخون حواسم پرت میشه دارم با خدا حرف میزنم که جا پارک پیدا بشه

و واقعا هم یه جا پارک توپ در نزدیکترین جای ممکن بهمون چشمک زدچشمک

/ 8 نظر / 16 بازدید
مامان کیا

سلام فداش با این دعاهای خالصانه اش. کیاوش منم همسن پسر شماست.بچه های نسل حالایی واقعا شاهکارن[قلب][ماچ]

سمیه مامان ایلیا

الهی فداش بشم . اتفاقا ایلیا هم تو مهد حدیث و آیه و اینا زیاد بهشون یاد میدن میاد یه چیزایی میگه اماهمه روغلط غولوط . ولی خوندش خیلی بامزس کلی بهش می خندیم.

yekta

سلام اینقد از با ممکیه[زبان]پسری واسه ما تعریف نکن دلمون آب شد بابا اسفند دودش کن چشش نکنیم یه وخ آره حق با شماست صلوات واقعا کار گشاست

juddy

من به این مناجات های وقت اضطرار شدیدا ایمان دارم.

پریسان

واقعا از سر استیصال دعا کردن جواب میده

سارا

ای جاااااااااان قربون اون دعا خوندنش![نیشخند][ماچ]

سپیده

من فداش بشم آخه خیلی خوشحال شدم که دیدیمتون . به سامی بگید همیشه دوستش دارم[ماچ]

فرید

سلام کاش تمام غصه ها برای جای پارک بود و کاش... [گل]