مدینه 5

با عرض شرمندگی تمامی روز پنجم صرف امور دنیوی شد.

حالمان از هرچه  فروشگاه لباسه بهم میخوره. بخدا اگه این زوار ایرانی اینجوری که پول به عربا میدن تو کشور خودمون خرج کنن خیلی بهتره. دیروز فقط رفتیم فروشگاه سنترپوینت که  تو  اینهمه فروشگاه  که دیدیم فروشگاه با کلاسی بود همه مارکدار و گران. البته فقط سامی به مراد دلش رسید و چندتایی اسباب بازی خرید که خوشبختانه تخفیف خوبی هم داشت.

دیروز یکی از همین تاکسی چی های مفتی ، پسر جوانی بود . تا نشستیم تو ماشین گفت شما ایرانی هستید؟ تا گفتیم آره ، یه موزیک نیناش ناش عربی گذاشت و شروع کرد به قر دادن و بشکن زدن. دروغ چرا ماهم خوشمان آمدخجالت با موبایل ازش کمی فیلم گرفتم که تا فهمید پیاده شد و بهم گفت که الله وکیلی راضی نیس و منو مجبور کرد که پاکش کنم در عوضش سی دی عربی رو به عنوان دلجویی بهم داد. لبخند

/ 6 نظر / 18 بازدید
مریم

التماس دعا دارم برای تولد نی نی ام که از خدا می خوام سلامت به دنیا بیاد. راستی فروشگاه بدر هم به تاکسی ها بگی نزدیک هست و جنس های خوب با قیمت مناسب داره و شیک و مرغوب.

نگار

واي خانمي من هم چند روز پيش همين جاهايي بودم كه تو بودي از كجا و چطوري آپ مي كني؟ من كه اونجا هر چي دنبال نت گشتم نبود سفر بهت خوش بگذره منم دعا كن

خانوم خانوما

هههههه از دست این پسره که گفتی کلی خندیدم. حالا باز خوبه سی دیه رو بهت داده . مادرشوهر من که اسفند رفت مکه هیچی از مکه نخرید گفت مگه خلم پولم و بریزم تو جیب عرب ها . همه سوغاتی هاش رو از همین جا خرید

ممول

انقدر دیشب به فکرت بودم شری جون . همش با خودم می گفتم خدایای یعنی شری منو دعا می کنه ؟

مادر سپید

به به چشمم روشن دوست پسر عرب هم که پیدا کردی ؟؟؟[قهقهه][قهقهه]

مادر سپید

خانم زیبا گفتن هم که یاد گرفتی ![خنده]! تروخدا تا نزدیدنت اون چش و چال خوشگلتو قایم کن !!!! [نیشخند]