حاج خانم در خانه

همیشه میگن که پروازهای حجاج تاخیرداره مال ما برعکس تعجیل داشت. پروازی که قرار بود ساعت 2 و سی و پنج دقیقه انجام بشه ساعت یک و سی دقیقه انجام شد و نتیجه اینکه بجای اینکه ساعت 7 شب برسیم تهران ساعت 6 رسیدیم. و اینکه ما در فرودگاه نشستیم و منتظر ماندیم تا بیان دنبالمون.

رسیدیم خونه . سردرحیاط پارچه نویسی بزرگ از طرف همسایگان زده شده بود که کاملا برخلاف میل باطنی من و همسرم بود . برادرم هم بنر خوش امدگویی خودش و خواهران شوهرم رو از ترس من که عصبانی نشم زده بود داخل حیاط.

سامی به محض ورود به خانه به سراغ ایکس باکسش رفت و با پشتی بادخورده بعد از این چند روز ، در شنبه آغاز هفته به مدرسه رفت. متاسفانه کمی از دوره کلاس عقب افتاده همینطور از کلاس زبانش که یک کمی هم این جریانات دید و بازدیدهای ما ، تو پیگیری من هم تاخیر انداخته. امیدوارم بتونم خیالم را از بابتش آسوده کنم.

حالا که برگشتم ، احساس دلتنگی زیادی نسبت به مکه دارم و وقتی یادم میفته ، باورم نمیشه و فکر میکنم تو رویاهام سیر و سلوک داشته ام. امیدوارم دوباره بتونم اونجا رو ببینم.

پینوشت : تمامی پستهای مربوط به مکه و مدینه در صورت نیاز ، عکس دار شدند. میتونید ببینید.

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الي

اميدوارم دوباره هم قسمت بشه و بريد حجتون هم قبول

پریسا در دریای خوشبختی

خوشمان امد از همه گزارشات...... قبول باشه... انشاله دوباره بری ..با اگاهی بیشتررررررررررررررررررر[ماچ]

خورشید

زیارت قبول باشه .خوش به سعادتتون هم پستها هم عکسها خیلی خوب بود

الناز

من اهل تهران نیستم ولی دیروز در دیدار از مزار شهید پلارک که عجیب بوی خوبی میداد بودم در یکی از پستهای شما نوشته بودید هیچ بویی نمیدادباید بگویم من که بوی خوبی حس کردم نه تنها من خیلی از تهرانی های دیگر که انجا بودند نمی دونم اون بو واقعی بود یا نه ولی بلاخره از روز اول حتما یه بویی از مزار ایشان میامده است که این قدر معروف شده اند

مریم مامان باران

حاجیه خانم شری عزیز زیارتتان قبول درگاه الهی ...حاج سامی عزیز را هم ببوسید. (این مدل ژارچه نویسی رسمی بودا)......... به به رسیدن به خیر....خوبین؟خوشی؟الان در چه حالید؟ به همه دعا کردین؟ ما رو فراموش نکردین که........... (اینم مدل مامان مریم بود...) زیارت قبول. عکس ها هم عالی بودن مثل همیشه.

صفا

عکسهای خیلی قشنگ و جالبند ولی تیپ سامی توی عکسها حرف نداره ببوسش

نگار

سلام دوست عزیز حجتون قبول باشه چند وقتی میشه که وبلاگتون رو پیگیری می کنم حدود 3 ماه راستش ما هم 12 روز دیگه به امید خدا عازم میشیم حج همه پستاتو پیگیر بودم و سعی می کنم از تجربیاتت استفاده کنم ما هم یک کلبه درویشی داریم خوشحال میشم بهم سر بزنی [گل]

khoosheh

kheyli ali o ghashange hameye aksha makhsoosan sami joon ba oun lebase ahramesh ke ba zanoohash negah esh dashte nayofte ghorbenesh beraaam elahi..khyli cute[ماچ]...

نوشین

سلام گلم عکسهای زیبایتان مرا به حال وهوای ان روزها بردمتشکرم .....نوشته ها همراه با عکس کاملتر شده واین حوصله ودقت شما را می رساند امیدوارم در کنا رپسرک گلتان شاد وسلامت باشید وباز هم مسافرتهای دیگری را تجربه کنید

عاطفه

سلام.زیارت قبول.منم مشرف شدم .میدونم چه حسی داره.بادیدن عکساتون اون خاطرات برام تداعی شد.اما چطوری تومسجدالنبی گذاشتند عکس بگیرید؟چجوری سامی جان رفته داخل قبرستان بقیع؟میبینین حتی اسم ایمیلم هم تداعی کننده ی خاطرات ناب اون روزگارهست.